أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مجموعهٔ معنای تقوا در قرآن — بخش ۲ از ۷
معانی تقوی در تفسیر کشفالاسرار میبدی
بر پایهٔ تفسیر کشفالاسرار و عدّةالابرار، ابوالفضل رشیدالدین میبدی
منبع: متن کامل کشفالاسرار و عدّةالابرار (به کوشش زهرا خالوئی).
میبدی واژهٔ تقوی و مشتقات آن (اتّقوا، یتّقون، تتّقون، متّقین، متّقی، تقیّ، أتقی، تقاة، تُقاته و…) را در قرآن به یک معنا نمیگیرد. او در دو جا فهرست صریحی از وجوه تقوی میدهد: یکی در «نوبت دوم» ذیل آیهٔ اول سورهٔ نساء و دیگری در «نوبت سوم» ذیل آیهٔ ۱۰۶ سورهٔ شعراء. علاوه بر این، در دهها آیهٔ دیگر معنای همان واژه را در همان موضع جداگانه شرح داده است. این نوشته همهٔ این موارد را یکجا گرد آورده است.
راهنمای خواندن: «ن۱» یعنی نوبت اول (ترجمه)، «ن۲» نوبت دوم (تفسیر) و «ن۳» نوبت سوم (تأویل عرفانی). شمارهٔ آیهها به صورت سوره:آیه آمده است.
۱. دو فهرست صریح میبدی از وجوه تقوی
الف) سورهٔ نساء، آیهٔ ۱، نوبت دوم: «در قرآن تقوی است به معنی…»
| ردیف | معنا | شاهد قرآنی که میبدی آورده | سوره:آیه |
|---|---|---|---|
| ۱ | توحید | وَأَلْزَمَهُمْ كَلِمَةَ التَّقْوَى | فتح ۴۸:۲۶ |
| ۲ | طاعت | اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ | آلعمران ۳:۱۰۲ |
| ۳ | توبه | وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْكِتَابِ آمَنُوا وَاتَّقَوْا | مائده ۵:۶۵ |
| ۴ | اخلاص | فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ — امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى | حج ۲۲:۳۲ — حجرات ۴۹:۳ |
| ۵ | حذر (پرهیز و ترس) | وَاتَّقُوا النَّارَ الَّتِي أُعِدَّتْ لِلْكَافِرِينَ | آلعمران ۳:۱۳۱ |
ب) سورهٔ شعراء، آیهٔ ۱۰۶، نوبت سوم: «وجوه تقوی در قرآن بسیار است و مرجع آن با پنج معنی است»
| ردیف | وجه تقوی | شاهد قرآنی | سوره:آیه | توضیح میبدی |
|---|---|---|---|---|
| ۱ | تقوی به توحید از شرک | فَسَأَكْتُبُهَا لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ | اعراف ۷:۱۵۶ | رحمت آخرت برای کسانی که از شرک بپرهیزند. |
| ۲ | تقوی به اخلاص از نفاق | يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ | توبه ۹:۱۱۹ | اخلاص عمل را با نفاق و شک نیامیزید و با راستان باشید. |
| ۳ | تقوی به صدق از ریا | إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ | مائده ۵:۲۷ | در قصهٔ هابیل؛ قبول عمل در گرو عنایت حق است نه صرف طاعت. |
| ۴ | تقوی به سنّت از بدعت | امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى | حجرات ۴۹:۳ | دلهایی که از بدعت زدوده و به سنّت آراسته شده است. |
| ۵ | تقوی به اجتناب از معاصی | إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَيَصْبِرْ | یوسف ۱۲:۹۰ | تقوی اشاره به روز خلوت با همسر عزیز است و صبر اشاره به روز چاه. |
نکته: آیهٔ حجرات ۴۹:۳ در فهرست نخست به معنای «اخلاص» آمده و در فهرست دوم به معنای «سنّت در برابر بدعت». وجه «توحید از شرک» و «حذر/اجتناب از معاصی» در هر دو فهرست مشترک است.
۲. فهرست جامع معانی (تلفیق هر دو فهرست با تفسیرهای موضعی)
| ردیف | معنای تقوی | توضیح (به نقل یا تلخیص از میبدی) | آیات شاهد |
|---|---|---|---|
| ۱ | توحید و پرهیز از شرک | «متّقی اینجا موحّد است و تقوی از شرک» (بقره ۲). ذیل اعراف ۶۵: «تقوی نامی است همه هنرها را، و در قرآن بیشتر به معنای توحید است.» «کلمة التقوی» به قول ابنعباس، مجاهد، قتاده، سدّی و بیشتر مفسران همان لا اله الا الله است. | ۲:۲، ۲:۱۸۰، ۲:۲۴۱، ۳:۵۰، ۴:۱۳۱، ۷:۳۵، ۷:۶۵، ۷:۱۵۶، ۸:۲۹، ۲۶:۹۰، ۴۵:۱۹، ۴۸:۲۶، ۵۰:۳۱ |
| ۲ | طاعت و فرمانبرداری | «حقّ تقاته» یعنی خدا را اطاعت کنند و نافرمانی نکنند، یاد کنند و فراموش نکنند، شکر کنند و کفران نکنند. «اتّقوا ربّکم» یعنی با طاعتداری از خشم خدا بپرهیزید. «تقوی» در حشر ۱۸ یعنی ادای فرایض و اجتناب از معاصی. | ۳:۱۰۲، ۳:۲۰۰، ۴:۱، ۵:۴، ۹:۱۰۸، ۲۸:۸۳، ۵۸:۹، ۵۹:۱۸، ۹۱:۸ |
| ۳ | توبه | «آمنوا و اتّقوا» یعنی از یهودیگری و ترسایی بپرهیزند و بازگردند. | ۵:۶۵ |
| ۴ | اخلاص (پاکی از نفاق) | «تقوی القلوب» یعنی اخلاص القلوب. «امتحن الله قلوبهم للتقوی» یعنی دلهایشان را خالص کرد، چنانکه طلا را در آتش میآزمایند. | ۹:۱۱۹، ۲۲:۳۲، ۴۹:۳ |
| ۵ | حذر؛ ترس از عذاب و خشم خدا | «ایّای فاتّقون» یعنی از من بترسید نه از دیگری. «فاتّقوا الله» یعنی از عقاب او حذر کنید. «لعلّکم تتّقون» یعنی تا از خشم و عذاب او بپرهیزید. | ۲:۲۱، ۲:۴۱، ۲:۶۳، ۳:۱۳۱، ۲۲:۱، ۲۳:۵۲، ۲۳:۸۷، ۲۶:۱۰۶، ۲۶:۱۳۱، ۲۹:۱۶، ۳۶:۴۵، ۳۹:۱۶ |
| ۶ | صدق و پرهیز از ریا | عمل فقط از پرهیزگاران پذیرفته میشود. ذیل لقمان ۴ نیز تقوی از «شرایط قبول» نماز شمرده شده است. | ۵:۲۷ |
| ۷ | سنّت و پرهیز از بدعت | «برّ و تقوی» در مائده ۲ یعنی اسلام و سنّت، و «اثم و عدوان» یعنی کفر و بدعت. | ۵:۲، ۴۹:۳ |
| ۸ | اجتناب از معاصی و محارم | از معصیت خدا و مخالفت رسول او بپرهیزید. سه بار تکرار «اتّقوا» در مائده ۹۳ یعنی پرهیز از کفر، سپس از تکذیب رسول، سپس از محارم؛ یا پرهیز از شرک، کبایر و صغایر. | ۳:۱۲۵، ۳:۱۷۲، ۳:۱۸۶، ۵:۹۳، ۱۲:۹۰، ۳۰:۳۱ |
| ۹ | پرهیز از شبهات (تقوای خاصّالخاص) | بالاترین مرتبهٔ تقوی، پس از پرهیز از شرک و معصیت (بخش ۳ را ببینید). | ۲:۲، ۴:۱ (با استشهاد به ۴۹:۳ و ۸:۳۴) |
| ۱۰ | شکر نعمت | «فاتّقوا الله لعلّکم تشکرون» یعنی از من بپرهیزید که این شکر نعمت من است. در تقسیم سهگانهٔ آلعمران، «تقوای شکر نعمت» تقوای میانهروان (مقتصدان) است. | ۳:۱۲۳ |
| ۱۱ | حیا و شرم (لباس التقوی) | «لباس التقوی» یعنی حیا: تا شرم هست تقوی هست، و تا تقوی هست ایمان هست. اقوال دیگری هم آورده است: عمل صالح، عفّت، ورع، سلاح جنگ و «سَمت حَسَن». | ۷:۲۶ |
| ۱۲ | آزرم از خدا؛ توشهٔ آخرت | «خیر الزاد التقوی» یعنی بهترین توشه، آزرم داشتن از خدا و پرهیز از خشم اوست؛ این توشهٔ سفر آخرت است. | ۲:۱۹۷ |
| ۱۳ | تقیّه (پرهیز از شرّ کافران) | تقاة، تقیّه، اتّقاء و توقّی یک معنا دارند: پرهیزیدن. یعنی رخصت دوستی زبانی با کافران، نه دوستی قلبی، هنگام ترس از ایشان. | ۳:۲۸ |
| ۱۴ | وقایه و نگاهداشتن (معنای حسّی) | «سرابیل تقیکم الحرّ» یعنی جامههایی که شما را از گرما (و سرما) نگه میدارد. «یتّقی بوجهه» یعنی دوزخی چهرهٔ خود را سپر آتش میکند. | ۱۶:۸۱، ۳۹:۲۴ |
| ۱۵ | مؤمنان (متّقین = مؤمنین) | «موعظة للمتّقین» یعنی مؤمنان این امت. «إنّ الذین اتّقوا» یعنی مؤمنان. «لتبشّر به المتّقین» یعنی مؤمنان. «إلّا المتّقین» یعنی کسانی که در راه خدا و بر طاعت او یکدیگر را دوست میدارند. | ۲:۶۶، ۷:۲۰۱، ۱۹:۹۷، ۴۳:۶۷ |
| ۱۶ | پرهیز از عملی معیّن (تقوای موضعی) | روزه: پرهیز از خوردن، نوشیدن و مباشرت. قصاص: پرهیز از کشتن. پرهیز از میل و جور با همسر. پرهیز از خوض در باطل. پرهیز از عذرتراشی در روز قیامت. پرهیز از شفیع گرفتن جز خدا. پرهیز از بخل و منع. در توبه ۱۱۵، «ما یتّقون» یعنی آنچه باید کرد و آنچه باید وانهاد. | ۲:۱۷۹، ۲:۱۸۳، ۴:۱۲۸، ۵:۹۳، ۶:۵۱، ۶:۶۹، ۶:۱۵۶، ۹:۱۱۵، ۳۳:۳۲ |
| ۱۷ | توفیق عمل یا پاداش تقوی | «آتاهم تقواهم» یعنی خدا آنان را به عمل به فرمانش توفیق داد. سعید بن جبیر گفته است: ثواب تقوایشان را داد. | ۴۷:۱۷ |
| ۱۸ | معیار کرامت (نه نسب) | «إنّ أکرمکم عند الله أتقاکم»: برتری جز به دین و تقوی نیست. در قیامت همهٔ نسبها بریده میشود مگر نسب تقوی. | ۴۹:۱۳ |
| ۱۹ | سزاواری خدا برای پرهیز («اهل التقوی») | یعنی خدا سزاوار است که از محارمش بپرهیزند، و سزاوار است کسی را که پرهیز کرد بیامرزد. قول دیگر: سزاوار است که از او بپرهیزند و نافرمانیاش نکنند. | ۷۴:۵۶ |
توضیح: در صفت «تقیّ» و «أتقی»، میبدی «إن کنت تقیّاً» (مریم ۱۸) را «پرهیزکار خداترسِ فرمانبردار» معنا کرده و «الأتقی» (لیل ۱۷) را به معنای «التقیّ» گرفته است.
۳. مراتب و درجات تقوی نزد میبدی
| موضع در تفسیر | تقسیمبندی | مراتب |
|---|---|---|
| بقره ۲:۲ — ن۲ | سه مرحلهٔ پرهیزگاری | ۱) پرهیز از شرک (اصل تقوی)؛ ۲) پرهیز از معاصی (۳:۱۰۲)؛ ۳) پرهیز از شبهات و فضولات (۴۹:۳ و ۸:۳۴). |
| نساء ۴:۱ — ن۲ | عام، خاص، خاصّالخاص | پرهیز از شرک = تقوای عام؛ پرهیز از معصیت = تقوای خاص؛ پرهیز از شبهت = تقوای خاصّالخاص. |
| نساء ۴:۱ — ن۳ | سه رتبت «پناه» | ۱) به پناه کلمهٔ توحید رود و از شرک بپرهیزد؛ ۲) به پناه طاعت رود و از معصیت برخیزد؛ ۳) به پناه احتیاط رود و از شبهت بگریزد. تقوی آن است که بنده فرمان شرع را سپر خود سازد. |
| بقره ۲:۴۱ — ن۲ | متّقیان سه گروهاند | کهینه: توحید را به شرک، اخلاص را به نفاق و عبادت را به بدعت نیالاید. میانه: خدمت را به ریا، روزی را به شبهت و حال را به تضییع نیالاید. مهینه: نعمت را به شکایت نیالاید، گناه خود را با حجتآوری نیاراید و از دیدار منّت نیاساید. |
| آلعمران ۳:۱۰۲ — ن۳ | ظالمان، مقتصدان، سابقان | تقوای عقوبت، یعنی صبر از معاصی (۳:۱۳۱) = تقوای ظالمان؛ تقوای شکر نعمت («اتّقوا ربّکم») = تقوای مقتصدان؛ تقوای رؤیت وحدانیت بیاعتبار ثواب و عقاب (۳:۱۰۲) = تقوای سابقان. |
| مائده ۵:۹۳ — ن۲ | سه بار «اتّقوا» | پرهیز از کفر، سپس از تکذیب رسول، سپس از محارم. یا: پرهیز از شرک، سپس از کبایر، سپس از صغایر. یا: پرهیز، سپس دوام بر پرهیز، سپس پرهیز از ستم بر بندگان همراه با احسان. |
| احزاب ۳۳:۱ — ن۳ | درجات بینهایت | همه، از ابتدای انسانیت («یا ایها الناس اتّقوا ربّکم») تا نهایت نبوّت («یا ایها النبیّ اتّق الله»)، به تقوی مأمورند. «درجات تقوی را نهایت نیست»: آنچه در قدم اول پناهگاه است، در قدم دوم گریزگاه میشود. |
۴. تعریفها و نکتههای تکمیلی
◂ حقیقت تقوی (بقره ۲، ن۲): پرهیزگاری است؛ یعنی بنده با طاعت خدا خود را از خشم و عذاب خدا نگه دارد.
◂ تمثیل خارستان (بقره، ن۳): عمر از کعبالاحبار پرسید تقوی چیست. کعب گفت: آنگونه که در خارستان دامن برمیچینی و خود را از خار میپرهیزی، تقوی همان است.
◂ فرق خشیت و اتّقاء (نور ۲۴:۵۲): خشیت ترسی است همراه با اعتقاد به عظمتِ کسی که از او میترسند؛ اتّقاء یعنی احتراز از عصیان و از کوتاهی در آنچه فرمان داده شده است.
◂ حقّ تقاته و نسخ (آلعمران ۱۰۲): گروهی گفتهاند این آیه با «فاتّقوا الله ما استطعتم» (تغابن ۱۶) نسخ شد. گروهی دیگر گفتهاند نسخی در کار نیست و حقّ تقوی به اندازهٔ استطاعت است، چون طاعت و ذکر و شکر نسخشدنی نیستند.
◂ کلمة التقوی (فتح ۲۶): به قول بیشتر مفسران «لا اله الا الله» است. علی و ابنعمر گفتهاند: «لا اله الا الله و الله اکبر». در جاثیه، ن۳، «بسم الله» نیز «کلمة التقوی» خوانده شده است.
◂ تقوی و صدق (توبه ۱۱۹، ن۳): تقوی مایهٔ اسلام است و صدق کمال ایمان؛ تقوی آغاز آشنایی است و صدق نشان دوستی.
◂ نشان متّقی (حجر ۴۵ و مائده، ن۳): دل را از محبت دنیا و سرّ را از طمع عقبی خالی کند. از رخصت بگریزد و در شبهت نیاویزد. متّقیان درجات گوناگون دارند و بهشتها نیز به همان تناسب درجهبندی شدهاند.
◂ تقوی و رزق (اعراف ۹۶): گشادگی نعمت و باران آسمان و رویش زمین به ایمان و تقوای بندگان بسته است.
◂ تقوی و دعوت (شعراء ۱۰۶، ن۳): هر داعی باید نخست مردم را به تقوی فرمان دهد، چنانکه پیامبران گفتند: «ألا تتّقون».
۵. روش استخراج
همهٔ مواضعی که در متن کامل کشفالاسرار یکی از مشتقات ریشهٔ «و ق ی» آمده و میبدی معنای آن را با تعبیرهایی مانند «یعنی»، «ای»، «بمعنی» یا «اینجا» شرح داده جستجو شد و موضع هر کدام (سوره و نوبت) تعیین گردید. شمارهٔ آیهها با متن قرآن تطبیق داده شد. جاهایی که میبدی واژه را صرفاً به «پرهیزگاری» ترجمه کرده و معنای خاصی برای آن نیاورده، در این فهرست تکرار نشده است.
دیدگاه کاربران
در حال بارگذاری دیدگاهها…