قرآن کریم

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم

مجموعهٔ معنای تقوا در قرآن — بخش ۷ از ۷

معانی تقوی در التفسیر الصافی فیض کاشانی

بر پایهٔ «التفسیر الصافی»، ملا محسن فیض کاشانی (قرن یازدهم هجری)

منبع: متن عربی پنج جزء (به کوشش زهرا خالوئی). نقل‌ها از عربی به فارسی ترجمه شده‌اند. ستون «ج» شمارهٔ جزء است.

تفسیر صافی تفسیری روایی است. فیض کاشانی معنای آیات را بیشتر با احادیث پیامبر و امامان تبیین می‌کند؛ این احادیث را از منابعی چون کافی، تفسیر عیاشی، تفسیر قمی، معانی الأخبار، خصال و مصباح الشریعه آورده است، و گاهی پس از عبارت «أقول» نظر خودش را می‌افزاید. از این رو، معانی تقوی در این تفسیر رنگ روایی و عرفانی دارد. مهم‌ترین متن آن، تقسیم سه‌گانهٔ تقوی از امام صادق به نقل از مصباح الشریعه است. فیض این تقسیم را با مراتب ایمان تطبیق داده است.

۱. تعریف‌های کلیدی

موضوع متن (ترجمه) آیه ج
«للمتّقین» (از تفسیر امام) کسانی که از گناهان هلاک‌کننده (موبقات) می‌پرهیزند، و از اینکه سفاهت بر جانشان مسلط شود پرهیز می‌کنند؛ چنان‌که چون آنچه را دانستنش بر آنان واجب است دانستند، به آنچه رضای پروردگارشان را در پی دارد عمل می‌کنند. بقره ۲ ۱
تطبیق روایی امام صادق: «المتّقون شیعتُنا»، یعنی متّقیان شیعیان ما هستند. بقره ۲ ۱
نظر فیض («أقول») متّقیان را به هدایت قرآن اختصاص داد چون آنان از آن بهره می‌برند، و «تقوی شرط به دست آوردن معرفت حق است». بقره ۲ ۱
تعریف «حقّ تقاته» حقّ تقوا یعنی آنچه از تقوا واجب است، و آن «به کار بستن همهٔ توان در انجام واجب و دوری از محرّمات» است. آل‌عمران ۱۰۲ ۱
تقوی = همهٔ وصیّت‌ها امام صادق (مصباح الشریعه): خدا آنچه همهٔ سفارش‌کنندگان از اولین و آخرین به آن سفارش کرده‌اند را در یک خصلت جمع کرد، و آن تقواست. «جامع همهٔ عبادات شایسته در آن است»، و هر کس به درجات عالی رسید، با آن رسید. نساء ۱۳۱ ۱
تقوی جامع خیر امام علی (امالی): بر شما باد به تقوای خدا، که همهٔ خیر را جمع می‌کند و خیری جز آن نیست، و با آن خیر دنیا و آخرت به دست می‌آید که با چیز دیگری به دست نمی‌آید. نحل ۳۰ ۳

۲. تقسیم سه‌گانهٔ تقوی (امام صادق، مصباح الشریعه؛ ذیل مائده ۹۳، جزء ۲)

مرتبه تعریف مرتبهٔ ایمان متناظر (تطبیق فیض)
تقوای عام: «تقوا از ترس آتش و عقاب» ترک حرام اوائل ایمان: تصدیق آمیخته به شبهه و شک، که شرک هم با آن جمع می‌شود و «اسلام» نامیده می‌شود («قالت الأعراب آمنّا… قولوا أسلمنا»).
تقوای خاص: «تقوا مِنَ الله» ترک شبهات، چه رسد به حرام اواسط ایمان: تصدیق بی‌شک و شبهه («ثمّ لم یرتابوا»)؛ همان که بیشتر «ایمان» نامیده می‌شود.
تقوای خاصّ‌الخاص: «تقوا فی الله» ترک حلال، چه رسد به شبهه اواخر ایمان: تصدیق همراه با شهود و عیان و محبت کامل («یحبّهم و یحبّونه»)، که «احسان» یا «ایقان» نامیده می‌شود: «خدا را چنان عبادت کنی که گویی او را می‌بینی».

تمثیل امام: تقوا مانند آبی است که در نهری جاری است، و این سه طبقه مانند درختانی‌اند که بر کنارهٔ نهر کاشته شده‌اند. هر درخت به اندازهٔ گوهر و طبع خود از آن آب می‌نوشد. «تقوا برای طاعات مانند آب برای درختان است»: هر که ایمانش برتر باشد باتقواتر است، عبادتش خالص‌تر است و به خدا نزدیک‌تر. «هر عبادتی که بر تقوا بنا نشده باشد، غباری پراکنده است.»

شرح فیض: تقوا بر ایمان مقدّم شد، چون ایمان با تقوا حاصل و نیرومند می‌شود. هرچه تقوا بیشتر شود، ایمان هم بیشتر می‌شود و برعکس. مَثَل آن کسی است که با چراغی در تاریکی راه می‌رود: هر قطعه از راه که روشن شد در آن گام برمی‌دارد، و همین گام برداشتن سبب روشن شدن قطعهٔ بعدی می‌شود.

۳. فهرست جامع معانی تقوی در آیات

ردیف معنا بیان صافی (ترجمه یا تلخیص) آیات ج
۱ پرهیز از موبقات و عمل به رضای خدا پرهیز از گناهان هلاک‌کننده و از تسلط سفاهت؛ عمل به آنچه رضای خدا را در پی دارد. ۲:۲ ۱
۲ عبادت / حذر از آتش (دو وجه) از تفسیر امام: «لعلّکم تتّقون» دو وجه دارد. اگر به «خلقکم» متعلق باشد، تقوا یعنی عبادت («و ما خلقت الجنّ و الإنس إلّا لیعبدون»). اگر به «اعبدوا» متعلق باشد، یعنی تا از آتش بپرهیزید. فیض می‌افزاید: «قرآن ذو وجوه است و حمل بر همهٔ وجوه صحیح است.» ۲:۲۱ ۱
۳ اجتناب از آنچه خدا حرام کرده «و لکنّ البِرَّ مَن اتّقی»: یعنی کسی که از آنچه خدا حرام کرده بپرهیزد (از امام صادق). ۲:۱۸۹، ۲۸:۸۳ ۱، ۴
۴ پرهیز از معاصی (موضعی) روزه: «لعلّکم تتّقون المعاصی»، چون روزه شهوت را، که بزرگ‌ترین سبب گناه است، می‌شکند. در امر به تقوا در بقره ۲۲۳: بر مناهی جرئت نکنید. ۲:۱۸۳، ۲:۲۲۳ ۱
۵ پرهیز از شرک و معاصی «و لو أنّ أهل القری آمنوا و اتّقوا» یعنی از شرک و معاصی بپرهیزند. «إنّ العاقبة للمتّقین» یعنی پرهیزکاران از شرک و معاصی. «إن أولیاؤه إلّا المتّقون» یعنی پرهیزکاران از شرک. ۷:۹۶، ۸:۳۴، ۱۱:۴۹، ۲۰:۸۲ ۲، ۳
۶ توحید، اخلاص و خوف «أو أمر بالتقوی» یعنی تقوا از شرک، یعنی امر به اخلاص و توحید و ترس از خدا. «فاتّقوا الله و أطیعون» یعنی در آنچه شما را به آن امر کرد: توحید و طاعت خدا. ۹۶:۱۲، ۲۶:۱۰۸ ۵، ۴
۷ تقوای قلبی و اخلاص «فإنّها من تقوی القلوب». «و لکن یناله التقوی منکم» یعنی آنچه به خدا می‌رسد تقوای دل‌های شماست که شما را به امر خدا و تعظیم او، تقرب به او و اخلاص فرامی‌خواند. ۲۲:۳۲، ۲۲:۳۷ ۳
۸ خشیت خدا (لباس التقوی ۱) «و لباس التقوی» یعنی خشیت خدا. «و اتّقون یا أولی الألباب»: مقتضای خرد، خشیت خداست. ۷:۲۶، ۲:۱۹۷ ۲، ۱
۹ عفاف (لباس التقوی ۲) امام باقر: لباس تقوا عفاف است. عفیف عورتش آشکار نیست، هرچند برهنه باشد؛ و فاجر عورتش آشکار است، هرچند پوشیده باشد. ۷:۲۶ ۲
۱۰ توشهٔ معاد «و تزوّدوا» یعنی برای معاد خود تقوا را توشه بگیرید. قول دیگر: کسانی بی‌توشه به حج می‌رفتند و سربار مردم می‌شدند؛ امر شدند توشه بردارند و از سربار شدن بپرهیزند. ۲:۱۹۷ ۱
۱۱ تقیّه «إلّا أن تتّقوا منهم تقاةً» یعنی مگر آنکه از جانب آنان بترسید. اظهار دوستی در وقت ترس جایز است. حدیث پیامبر: «لا إیمانَ لِمَن لا تقیّةَ له». امام صادق (کافی): «التقیّة تُرسُ الله بینه و بین خلقه»، یعنی تقیّه سپر خدا میان او و خلق است. ۳:۲۸ ۱
۱۲ حقّ تقوا و نسخ امام صادق: «اطاعت شود و معصیت نشود، یاد شود و فراموش نشود، شکر شود و کفران نشود.» به روایت عیاشی، امام آن را منسوخ با «فاتّقوا الله ما استطعتم» دانسته است. ذیل تغابن ۱۶: در تقوای او همهٔ کوشش و توان خود را به کار ببرید. ۳:۱۰۲، ۶۴:۱۶ ۱، ۵
۱۳ وفای به عهد و ترک غدر «و اتّقی» یعنی در ترک خیانت و غدر از خدا بترسد. «إنّ الله یحبّ المتّقین» تنبیه است بر اینکه وفا کردن به عهد از باب تقواست. «و هم لا یتّقون» یعنی از عاقبت غدر نمی‌ترسند و از ننگ و آتش آن باکی ندارند. ۳:۷۶، ۸:۵۶، ۹:۴ ۱، ۲
۱۴ پرهیز از خیانت و انکار حق (معاملات) «و لیتّق الله ربّه» یعنی کاتب یا املاکننده از خدا بترسد و از حق نکاهد؛ و امانت‌دار در خیانت و انکار حق از خدا بترسد. ۲:۲۸۲، ۲:۲۸۳ ۱
۱۵ عدالت میان همسران و رعایت حقوق زن «و تتّقوا» یعنی از ناسازگاری، روی‌گردانی و کاستن از حق همسر بپرهیزید. «و اتّقوا الله ربّکم» یعنی در طولانی کردن عدّه و آزار رساندن به زنان. «من یتّق الله» یعنی در احکام او، با مراعات حقوق زن. ۴:۱۲۸، ۴:۱۲۹، ۶۵:۱، ۶۵:۴ ۱، ۵
۱۶ صلهٔ رحم امام: خدا به سه چیز امر کرده که هر یک با دیگری قرین است، از جمله «تقوای خدا و صلهٔ رحم». پس هر که صلهٔ رحم نکند، تقوای خدا نداشته است. قمی: در قیامت از تقوا می‌پرسند که آیا پرهیز کردید، و از رحم که آیا پیوند دادید. ۴:۱ ۱
۱۷ پرهیز از گمراهی و تفرقه «لعلّکم تتّقون» یعنی تا از گمراهی و جدایی از حق بپرهیزید. ۶:۱۵۳ ۲
۱۸ پرهیز از گناهان کوچک و از عقوبت امام صادق: «از گناهان کوچک بپرهیزید، که برای آن‌ها طالبی هست.» «اتّقوا ما بین أیدیکم و ما خلفکم» یعنی از گناهانی که پیش روی شماست، و از عقوبتی که پشت سر شماست. ۳۱:۱۶، ۳۶:۴۵ ۴
۱۹ پرهیز از کبر و از صید (در حج) «لمن اتّقی»: امام باقر گفت یعنی کسی که از خدا پروا کند، و از گناهان چنان بیرون می‌آید که روز تولد. امام صادق گفت یعنی کسی که در احرام از صید پرهیز کند. روایت دیگر: کسی که از کبر بپرهیزد، یعنی ندانستن حق و طعنه زدن بر اهل آن. ۲:۲۰۳ ۱
۲۰ عفو، نزدیک‌ترین به تقوا امام باقر به «و أن تعفوا أقرب للتقوی» استدلال کرد و سوگند مردی بر زدن غلامش را لازم‌الوفا ندانست. ۲:۲۳۷ ۱
۲۱ ثبات در برابر وسوسهٔ شیطان «إنّ الذین اتّقوا إذا مسّهم طائفٌ من الشیطان تذکّروا»: وسوسه بر گرد آنان می‌چرخد ولی نمی‌تواند در آنان اثر کند؛ امر و نهی خدا را به یاد می‌آورند و جای خطا و دام شیطان را می‌بینند. ۷:۲۰۱ ۲
۲۲ کلمة التقوی «و ألزمهم کلمة التقوی» یعنی کلمهٔ شهادت. در روایات تأویلی: «نحن کلمة التقوی» (اهل‌بیت)، و علی (ع) «الکلمة التی ألزمتُها المتّقین». ۴۸:۲۶ ۵، ۴
۲۳ معیار کرامت و کمال نفس «إنّ أکرمکم عند الله أتقاکم»، زیرا «با تقوا نفس‌ها کامل می‌شوند و اشخاص بر یکدیگر برتری می‌یابند؛ پس هر که شرف می‌خواهد، آن را در تقوا بجوید.» حدیث: «باتقواترین مردم کسی است که حق را بگوید، چه به سود او باشد چه به زیانش.» ۴۹:۱۳ ۵
۲۴ بنای دین بر تقوا «أسّس بنیانه علی تقوی من الله» یعنی بنای دینش را بر پایه‌ای محکم نهاد، که همان حق است: تقوا از خدا و جستن رضای او با طاعت. ۹:۱۰۸، ۹:۱۰۹ ۲
۲۵ الهام فطری و اختیار «فألهمها فجورها و تقواها» یعنی آن را شناساند و الهام کرد، سپس مخیّرش کرد، و او خود برگزید. ۹۱:۸ ۵
۲۶ تأکید و تکرار تکرار «اتّقوا الله» در حشر ۱۸ برای تأکید است. تکرار «فاتّقوا الله و أطیعون» در شعراء برای تأکید است و برای آنکه نشان دهد امانت پیامبر و بی‌طمعی او، هر کدام جداگانه، دلیل لزوم اطاعت از اوست. ۵۹:۱۸، ۲۶:۱۰۸ و ۱۱۰ ۵، ۴
۲۷ تطبیق روایی (متّقیان = شیعیان و اهل‌بیت) «المتّقون شیعتنا». «و العاقبة للمتّقین»: امام فرمود «ما و اهل‌بیتم… ما متّقیان هستیم». «یوم نحشر المتّقین إلی الرحمن وفداً»: پیامبر فرمود اینان شیعیان تواند، ای علی، و تو امام آنانی. «و اجعلنا للمتّقین إماماً» به علی و امامان تأویل شده است. «من اتّقی الله منکم و أصلح فهو منّا أهل البیت». ۲:۲، ۷:۱۲۸، ۱۹:۸۵، ۲۵:۷۴، ۱۴:۳۶ ۱ تا ۴
۲۸ نشانه‌های اهل تقوا امام علی (خصال): اهل تقوا نشانه‌هایی دارند: راستگویی، ادای امانت، وفای به عهد، کم‌فخری، صلهٔ رحم، رحم به ناتوانان، بخشش نیکی، خوش‌خویی، بردباری فراخ، و پیروی از علمی که به خدا نزدیک می‌کند. ۳۸:۲۸ ۴
۲۹ تقوا شرط معرفت تقوا شرط به دست آوردن معرفت حق است؛ از این رو قرآن فقط برای متّقیان هدایت است. ۲:۲ ۱

۴. ویژگی‌های رویکرد تفسیر صافی

◂ روایی بودن: تقریباً هر معنا با حدیثی از معصوم همراه است. این مهم‌ترین تفاوت صافی با تفاسیر پیشین است.

◂ پیوند تقوا و ایمان: تقسیم سه‌گانهٔ مصباح الشریعه را با سه مرتبهٔ ایمان، یعنی اسلام، ایمان و احسان، تطبیق می‌دهد و تقوا را نیروی محرّک رشد ایمان می‌داند (تمثیل چراغ در تاریکی). این تقسیم با تقسیم «عام، خاص و خاص‌الخاص» میبدی شباهت چشمگیری دارد.

◂ تقوا به‌مثابهٔ «ترک حلال»: بالاترین مرتبه، یعنی تقوای «فی الله»، ترک حلال است، نه فقط ترک حرام و شبهه. این زهد عرفانی است که در المیزان به صورت «حقّ تقوا» و در میبدی به صورت «خاص‌الخاص» آمده است.

◂ اصل «ذو وجوه بودن قرآن»: ذیل بقره ۲۱ می‌گوید قرآن وجوه متعدد دارد و حمل بر همهٔ وجوه صحیح است؛ پس تقوا در آن آیه هم «عبادت» است و هم «حذر».

◂ تقیّه: با صراحت بیشتری از همهٔ منابع پیشین از تقیّه دفاع می‌کند: «لا إیمانَ لِمَن لا تقیّةَ له» و «التقیّة تُرس الله».

۵. مقایسه با پنج منبع پیشین

منبع رویکرد ویژگی ممتاز
کشف‌الاسرار میبدی دو فهرست پنج‌وجهی؛ عرفانی عام / خاص / خاص‌الخاص
ترجمهٔ تفسیر طبری معادل‌یابی فارسی؛ «پرهیز» غالب رهانیدن خویشتن از عذاب
روض الجنان (ابوالفتوح) تفسیر موضعی؛ گنجینهٔ اقوال ترک واجبات هم ضدّ تقواست
مجمع البیان (طبرسی) لغوی و فقهی؛ اقوال با نام گوینده اتّقاء = ایجاد مانع؛ تقوای گذشته و آینده
المیزان فلسفی و اجتماعی حقّ تقوا = عبودیت خالص؛ خوف، رجاء، حُبّ
التفسیر الصافی (فیض) روایی؛ احادیث اهل‌بیت سه تقوا (ترک حرام، شبهه، حلال) متناظر با اسلام، ایمان، احسان؛ تقوا شرط معرفت

روش: متن عربی کامل پنج جزء (حدود ۳٫۵ میلیون نویسه) برای همهٔ مشتقات «تقوی» جستجو شد. ۱۵۵ موضعی که پس از واژه شرح یا روایت آمده بود استخراج و خوانده شد. نقل‌ها به فارسی ترجمه و در ۲۹ معنا دسته‌بندی شدند.

دیدگاه کاربران

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

ایمیل شما نمایش داده نمی‌شود. دیدگاه پس از تأیید مدیر سایت منتشر می‌شود.